ما که رفتیم و گذشتیم ولی
دیگری را همچو من درگیر گیسویش نکن
.
با دو چشم مستت آن دیوانه را
جان من بازی نده ، کورَش نکن
.
در کنار هم اگر بودید و باریدن گرفت
مثل یک رنگین کمان از دور ، جادویش نکن
.
کس ندارد طاقت آن روی زیبای تو را
رو بگردان از دلش ، با عشق مسحورش نکن
.
هرچه میخواهی بگویی را بگو
از علاقه دم نزن ، با هیچ مغرورش نکن
.
گر تمام این نباید ها شده ست
لا اقل با او بمان ، دورش نکن
.
.......................................(( آدمک آبی ))..........................................
برچسب:
نویسنده: نگار سامانی